تشکر
-
تاریخ: 1401/2/11 ساعت: 4:28
ازت ممنونم به خاطر همه خوبیهات به خاطر وجودتبه خاطر دستای پر مهرت به خاطر ساعات خوشی که برام رقم زدی،برای من و پدر و مادرم ازت ممنونم که حتی کارایی که وظیفه ات نیست رو به نحو احسن انجام میدی حتی اگر برات ناخوشایند یا سخت باشه لحظه های دوتایی خیلی خوشی داشتیم تو این سفر امیداورم آغاز گر سفرهای باحال ...
آشوب
-
تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 1:01
آنجا میان بازوانتامواج الهی ساتع میشود از قلبتتا دنیا دنیاست،میخواهم همانجا بمانمهمانجا غرق در آغوشتوصال دل من با دل تو...چه شاعرانه ی عجیبی!چه اعجازی دارد این وصلمعجزه ی نگاه تو،چه طوفانی در من به پا کردکم نشود سایه ی مهرت از دلمنرود لطف نگاهت از سرمدل آشوبم!نکند نگاهی به دنبال جدایی این وصل باشدآش...
میلاد عشق ²
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:39
دلم آنجاست که تو باشی ذهنم آنجاست که تو باشی هرجا که باشی عطر نفس هایت همینجاست همینجا که من نفس میکشم و چه اعجازی دارد این عطر و حضور تو بی بهانه میپرستمت بی ادعا و بی چون و چرا میلادت مبارک بهترینم + نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۶ساعت 1:22 توسط Adonia |
شیدایی
-
تاریخ: 1395/10/6 ساعت: 3:24
تو نمیدانی،شاید نمیخواهی بدانی... باورت نمیشود،یا شاید نمیخواهی باور کنی... تصور هم نمیکنی،یا شاید حتی برایت قابل تصور نیست... که چقدر دوستت دارم چون نمیدانی چه چیز هایی از سر گذراندم،لا به لای گیسو هایم گذاشتم و به رویشان چشم بستم تا به اینجا رسیدم شیدایی من برای خودم هم باور نکردنی است،دیگران که ج...
اولین روز
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 11:26
اولین روز از همدلیمون توی باغ یاس بزرگ زندگیمون گذشت درسته از هم دوریم ولی دلامون اینجا به هم پیوسته است درسته از هم دوریم ولی هر لحظه با همیم فاصله جغرافیایی از ''من'' تا ''تو'' بی معنیه وقتی نگاهت از نگاهم دور نیست وقتی هر لحظه حضورت رو تو قلب و تنم حس میکنم آرامش من در گرو اشتیاقت ب منه آرامش من ...
میلاد عشق
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 11:26
ای به من محرم تر از پیرهنمیلادت مبارکخو گرفته در میان جان و تنمیلادت مبارکای مقدس هرم گرمای نفسهات روی موهاموی حریمم,بهترینم,مرد منمیلادت مبارکای تمام هستی ام،دار و ندارمعشق پاکم،زندگی،آرام جانممیلادت مبارکای زلال عشق در حال و هوایتعاشقانه میکنم فریااااادمیلادت مبارک❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
سجده
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 11:26
دیشب در خانه ات خدا را سجده کردم در آن سجده به آغوشم کشیدمش بوسیدمش و در گوشش گفتم شکرت که تو را دارم شکرت که عشقم را به من بخشیدی شکرت
شعله
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 11:26
خواستن ها، تمناها، من، تو درونم شعله کشیدند و من ناخواسته آب ریختم بر این شعله چه بی موقع بود این سبوی آب شمع شعله وری یافتم و جان بخشیدم به آتش نیمه جان و این یعنی پیروزمندانه ادامه خواهم داد با دستانی گره به دستانت
بومی
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 11:26
در عشق دو دلی و تردید نیست عشق یعنی موندن، یعنی ایستادن باید بومی این شهر باشی تا غربت نگیرتت و به دروازه این شهر رسیدی نباید بترسی پشت سرت رو هم نباید نگاه کنی
بی تابی
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 11:26
بی تابی و بی تابی توشعله کشیده آتش زده بر جان و دلم، نوردو دیده بی تابی تو تاب مرا برد ز جانم این شعله سوزان ز تنم نفس بریده خون شد دل من ز شعله هایت نابود بود هرچه به تو رشک رسیده خاموش بود شعله ز جان و تنت ای یار رخوت ز تنت جدا،غم از تنت بریده یزدان همه را جمع کند شاهد و ناظر ناف آغوش من از ازل بر...
تاختن
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 11:26
دلم یک من میخواهد،یک تو یک اسب تیز پا یک دشت سر سبز که جان میدهد برای تاختن دلم میخواهد برم داری،بچسبانی به سینه ات و بتازی،تا انسوی نا کجا آباد همه مسیر را ارام و راحت بخوابم در اغوشت و مست باشم از عطر سینه ات فقط غرق باشم در تو فقط غرق باشم در تو آخ که من جان میدهم برای لحظه ای ک میفشاری مرا به سی...
تولد ی دیگر
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 11:26
❤❤❤امروز را به خاطر داشته باش،برای تمام عمر برای همه لحظه های ملتهبی که از سر گذراندیم امروز را به خاطر داشته باش روزی که یک زن از قعر وجودت شکوفا شده من باری دیگر درتو متولد شدم حضورت سایبان سرم باشد تا ابد تا نسوزاند حرم نگاهی ناپاک گلبرگ های وجودم را و دستانت حصاری همیشگی گرداگرد تنم من یک تو میخ...
پناه
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 11:25
وقتی حرفهای من برات میشه سیگار فکر نکن فقط تویی که حالت بده حداقل پناه بردی به سیگار اما زیر سیگاریت قلب منه که سیگارتو با حرص توش خاموش میکنی من هیچی نداشتم که بهش پناه ببرم ...